تبليغاتX
****ALLTHINKS****

دلبسته ي کسي شدم ، که عاشقي بلد نبود

تو شب تاريک دلش ، نشوني از سحر نبود

 

خواستيم با هم تو شهر عشق ، بريم پي يکي شدن

فهمیدم از برق چشاش ، مردم ، مرد سفر نبود

+ نوشته شده در  ساعت 11:12 AM  توسط عمرانی | 

 

شاید اشتباه اما عاشقا دروغ میگن آدمهای مهربون و با وفا دروغ میگن

 

 

اونا که میگن تا همیشه دیوونتن بذار بی پرده بگم که به شما دروغ میگن

 

 

اونا که میان به این بهونه ها که اومدن از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن

 

 

اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تموم آسمونا به خدا دروغ میگن

 

اونا که با قسم وآیه میخوان بهت بگن تا قیامت نمیشن ازت جدا دروغ میگن

+ نوشته شده در  ساعت 11:11 AM  توسط عمرانی | 
 

 

 

 

 از بیم و امید عشق رنجورم

 

 آرامش جاودانه می خواهم

 

 بر حسرت دل دگر نیفزایم

 

 آسایش بی کرانه می خواهم

 

 

 

 پا بر سر دل نهاده می گویم

 

 بگذشتن ازآن ستیزه جو خوشتر

 

 یک بوسه ز جام زهر بگرفتن

 

 از بوسه ی آتشین او خوشتر

 

 

 

 پنداشت اگر شبی به سر مستی

 

 در بستر عشق او سحر کردم

 

 شبهای دگر که رفته ا ز عمرم

 

 در دامن دیگران به سر کردم

 

 

 

 دیگر نکنم ز روی نادانی

 

 قربانی عشق او غرورم را

 

 شاید که چو بگذرم از اویابم

 

 آن گمشده ی شادی و سرورم را

 

 

 

 آن کس که مرا نشاط مستی داد

 

 آن کس که مرا امید و شادی بود

 

 هر جا که نشست بی تأمل گفت:

 

 «او یک زن ساده لوح عادی بود»

 

 

 

 میسوزم از این دورویی و نیرنگ

 

 یک رنگی کودکانه می خواهم

 

 ای مرگ از آن لبان خاموشت

 

 یک بوسه ی جاودانه می خواهم

 

 

 

 

 رو , پیش زنی ببر غرورت را

 

 کو عشق ترا به هیچ نشمارد

 

 آن پیکر داغ و دردمندت را

 

 با مهر به روی سینه نفشارد

 

 

 

 عشقی که ترا نثار ره کردم

 

 در سینه ی دیگری نخواهی یافت

 

 زان بوسه که بر لبانت افشاندم

 

 سوزنده تر آذری نخواهی یافت

 

 

 

 در جستجوی تو ونگاه تو

 

 دیگر ندود نگاه بی تابم

 

 اندیشه ی آن دو چشم رویایی

 

 هرگز نبرد ز ریرگان خوابم

 

 

 

 دیگر به هوای لحظه ای دیدار

 

 دنبال تو در به در نمی گردم

 

 دنبال تو ای امید بی حاصل

 

 دیوانه و بی خبر نمی گردم

 

 

 

 در ظلمت آن اطاقک خاموش

 

 بیچاره و منتظر نمی مانم

 

 هر لحظه نظر به در نمی دوزم

 

 و آن آه نهان به لب نمی رانم

 

 

 

 ای زن که دلی پراز صفا داری

 

 از مرد وفا مجو , مجو , هرگز

 

 او معنی عشق را نمی داند

 

 راز دل خود مگو به او هرگز

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:6 AM  توسط عمرانی | 

 ((تندخوئی تو,بی اعتنایی و خونسردی تو همیشه اوقات مرا در هم می کوبد که تا کنون نتوانسته

 

 

  ام آنچه در باره ی تو می اندیشیدم به زبان آرم,سعی می کنم به وسیله ی این مکتوب

 

 

 مکنونات قلبی خود را برای تو فاش سازم مکنوناتی که همه شب چون آتش گداخته ای قلب

 

 

 و در نتیجه هستی مرا می سوزانید و مرا همانند محتضرین تب دار به وادی فنا می کشانید به

 

 

 سرزمینی که نیستی و سکوت و سردی, لحظات آتشین حیات را چون اقیانوس های یخ بسته

 

 

 سرد و منجمد می سازد از تو می خواهم این مکتوب را که صورت نامه های عادی ندارد و در

 

 

 پاکتی قرار نگرفته و تمبر بر روی آن نخورده است بپذیری و بگذاری عشاق شوریده حال جهان

 

 

 نامه ی مرا که از صمیم قلب ترا دوست داشته ام و از تو هرگز محبت و وفایی ندیده ام 

 

 

 بخوانند و قطره اشکی بر دل رنجیده ی من از دیده بیافشانند شاید قطرات اشک های گرم

 

 

 خوانندگان این نامه,دل سرده تو را به رحم آورد.))

 

 

***

 

 

 نمی دانم در سر لوحه ی نامه چه بنویسم از کلمه ی« محبوبم  »فراری و بیزارم چون محبوب

 

 

 یک طرفی کمتر وجود دارد «عزیزم» را برای این انتخاب نمی کنم که همگان به همه کس این

 

 

 کلمه را خطاب می کنند در پی آنم کلمه ای که برازنده ی تو باشد بیابم دوست دارم آنرا

 

 

 بیافرینم همانطوریکه خداوند بزرگ مرا آفرید و رنج های دتیا را چنان بارم کرد که هرگز از

 

 

 سنگینی آن کمرم راست نشد آری می خواهم کلمه ای به وجود آورم که همان یک کلمه

 

 

 معنای این نامه طولانی را در قالب کوچک خود جای دهد میل دارم این کلمه از کشتار بی

 

 

 رحمانه تو از جفای تو,از خندهای بی موقع تو و بالاخره از نگاه سرد و بی فروغ تو سخنها گفته

 

 

 باشم.

 

 

***

 

 

ساعتها می گذرد کاغذهای بی شماری سیاه شده و پس از پاره شدن تسلیم بادهای شمال گشته

 

 

 و بر روی امواج رقصان رودخانه ی خروشان سپرده شده است ولی هنوز این کلمه را نتوانسته

 

ام به وجود بیاورم و یا شاید نخواسته ام زیرا با تمام این شکوه ها دوستت میدارم و میل ندارم

 

 

هرگز دل زود رنجت سر موئی از من برنجد بگذار این کلمه ی لعنتی هیچوقت به وجود نیاید زیرا

 

 

از آن ترس و وحشت دارم  ترس مبهم که به اشکال ظلمانی شب های تیره و تار زمستان

 

 

 شبیه است ترسی که چون وحشت در پناه ابر های سیاه,جهان را مسخره می کند...

 

 

 اندیشیدم بهتر است نامه را بدون سر لوحه و اسم شروع کنم زیرا دوست ندارم مردم بفهمند

 

 

 من ترا می پرستم عجیب است اگر بنویسم به همین اطلاع دیگران نیزحسادت می ورزم زیرا

 

 

نمی پسندم نامت را اگرچه یکبار هم شده کسی بر زبان آورد وحتی در فکر خود نیز آن را مجسم

 

 

 سازد!

 

 

می بینم نامه پایان می یابد و من هنوز در انتخاب سر لوحه ی آن باقی مانده ام ممکن است

 

 

 تقاضا کنم در یک شب مهتابی مانند انوار ماه که لرزان و گزران از پس موانع گذشته و جهان

 

 

 هستی را روشن میکند به آغوشم بیائی و ضمن اینکه دل تاریک و غم زده ی مرا روشنی می

 

 

 بخشی نامی را که باید در مکتوب بعدی آن را عنوان کنم در گوشم زمزمه کنی  ؟!

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:4 AM  توسط عمرانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام ,وقت بخیر امیدوارم تمام انسان ها قدر لحظه لحظه های عمر خود رابدانند و نهایت استفاده را از آن ها ببرند ,امیدوارم که این وبلاگ بتواند قدری از اطلاعات های مورد نظر شما را فراهم آورد .

پیوندهای روزانه
وبلاگ هنرستان شهدای هفتم تیر
jyahoo
پایگاه اطلاع رسانی و شهر سازی ایران
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آذر 1385
آرشیو موضوعی
ترفند های ویندوز
ترفند های یاهو مسنجر
ترفند های اینترنت
ویندوز
تازه ها
عکسهای جالب
انواعserial number
داستان
دانلود
فلش
عکس
اشعار
ترفند های ضد هک وبلاگ
ترفندهای ضد هک
ترفندهای ضد بوت
جوک و لطیفه
ترفند های موبایل
کاریکاتور بازیگران
داستان های کوتاه و خواندنی
100دستورRun
پیامک
طالع بینی
طنز
ضرب المثل
مقالات آموزشی
اخبار
راه و ساختمان
wallpaper
احکام شرعی
یا مهدی ادرکنی
احادیث
پیشگویی در مورد ظهور منجی عالم
کدهای جاوا
استان پارس(فارس)
تغذیه
دانش و تکنولوژی
تاریخ
زنان
اندیشه
موسیقی
بهداشت
کودکان
دیدگاه
نام های ایرانی زیبا
سامانیان
اصول و مبانی معماری
آیین نامه بتن ایران
آیین نامه جوشکاری ساختمانی ایران
کتاب های سال دوم و سوم رشته ساختمان
افسانه های دیرین
اخبار فناوري اطلاعات
روابط شما با محیط
قالب وبلاگ
آیین وسنت ها(رسم و رسومات)
فیلتر شکن
تالار گفتمان
عاشقانه ها
صفحه آزاد
عجایب جهان
معرفی کتاب
دانستنیها
ماهنامه پیام مدرسه(شهید نوازاله رنجبر)
نویسندگان
عمرانی
m.olyai
پیوندها
عارفانه عاشقانه
خط خطی ها گاه وبی گاه یک شاعر
مجله آموزشی عمران2عمران
...و این معماری خداوند است
زیبای تنها
معماران کوچک
مهندس عمران
ميروم تا ته دشت...
نوید عمران
دتایل-سازه ها-اسکیس-پرسپکتیو-ساخت و ساز
گالری معمار
*.::معماری; تولد یک تفکر::.*
مجله گل نرگس
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه
بزرگترین وبلاگ عکس خاورمیانه
انجمن علمی عمران و معماری تربت حیدریه
در شيراز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM