![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:58 PM توسط عمرانی |
|
|
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود: 1- هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند. 2- و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته . 3- و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود. 4- و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است . 5- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند. 6- و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند. 7- و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند. 8-و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند. 9- و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند. 10- و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند. 11-و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود. 12- و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13- و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند. 14- و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند. 15- و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود. 16- و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود. 17- و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند. 18- و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود. 19- و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است . 20- و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند. 21- و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است . 22- و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است . 24- و ديدى راه نيك بسته و راه بد باز است . 25- و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود. 26- و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند. 27- و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند). 28- و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود. 29- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند. 30- و ديدى كه : در ميان فرزندان ((عباس ))، كارهاى زنانگى به وجود آيد. 31- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند. 32- و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند. 33- و ديدى كه : مؤ من ، خوار و ذليل شمرده شود. 34-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود. 35- و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند. 36- و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد. 37- و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد. 38- و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد. 39- و ديدى مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش . 40- و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد. 41- و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند. 42- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند. 43- و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس شايستگى . 44- و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند. 45- و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. 46- و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد. 47- و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد. 48- و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است 49- و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد. 50- و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود. 51- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود. 52- و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند. 53- و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود. 54- و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 55- و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند. 56- و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند. 57- و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند. 58- و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است . 59- و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مى كند. 60- و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود. 61- و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود. 62- و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است . 63- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود. 64- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده . 65- و ديدى كه : غيبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند. 66- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست . 67- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند. 68- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است . 69- و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد. 70- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد. 71- و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند. 72- و ديدى كه : نماز را سبك شمارند. 73- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است . 74- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند. 75- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است . 76- و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد. 77- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود. 78- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند). 79- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند. 80- و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است . 81- و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند. 82- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند. 83- و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش و احترام مى گردد. 84- و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند. 85- و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد. 86- و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود. 87- و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد. 88- و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند. 89- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند. 90- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد. 91- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود. 92- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود. 93- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند. 94- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند. 95- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود. 96- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند. 97- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد. 98- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 99- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود. 100- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد. 101- و ديدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است . 102- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند. 103- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود. 104- و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند. 105 و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند. 106- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است . 107- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گيرند. 108- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند. 109- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود. 110- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند. 111-و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند. 112- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند. 113- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند. 114- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند. 115- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند. 116- وقتى كه ديدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند. 117- و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است . 118- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده . 119- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است ، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد... (114) البته بايد توجه داشت ، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب ، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى از كشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران ، از بسيارى از اين گناهان جلوگيرى شده و مى رود كه از همه جلوگيرى شود و زمينه سازى براى ظهور امام قائم (عج ) گردد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:52 PM توسط عمرانی |
|
|
اعتقاد به آمدن مصلح كل در آخر الزمان، ريشه در دل تاريخ دارد و مخصوص به اسلام و تشيّع نيست. كم وبيش، همه اديان الهى، صرف نظر از نوع جهان بيني و اختلافاتي كه در ويژگيهاي منجي موعود دارند، نويد آمدن وي را داده اند و براي او، نشانه هايي ياد كرده اند.
كلّيت اين مسأله، آن قدر روشن است كه آيينهاي قديمى: برهمائى، بودايي و... انتظار ظهور منجي دارند ونشانه هايي را بر نزديك بودن ظهور وى، در كتابهاي خويش بيان كرده اند. با اين حال، هيچ كدام از اين آيينها و مسلكها، تصوير روشني از چگونگي قيام و آثار و نشانه هاي نزديك شدن ظهور، ارائه نداده اند.(1). در اسلام، ظهور مصلح بزرگ، در آخرالزمان و در شرايطي كه بشر در آتش ظلم و فساد مي سوزد، امري مسلّم و اعتقاد به آن، از ضروريّات دين، به شمار مي رود. در اسلام، بويژه تشيع، برخلاف اديان و مذاهب ديگر، از ظهور مهدي موعود(ع) تفسير روشني ارائه شده و چگونگي قيام و رخدادهايي كه به عنوان نشانه نزديكي ظهور رخ خواهد داد. به شرح بيان شده است. اكنون اين پرسشها مطرح است:. آيا براي پيدايش اين انقلاب بزرگ، كه همه جهان را فرا مي گيرد، نشانه اي وجود دارد. مردم از كجا و چگونه مهدي موعود را بشناسند و بر چه اساس و با چه وسيله اي مدعيان دروغين را از مهدي حقيقي بازشناسند چه بسا افرادي به انگيزه هاي مادي و دست يافتن به حكومت و قدرت، به دروغ به چنين ادعايي دست زنند، چنانكه در طول دوره هزار و چند صدساله غيبت، بارها چنين مدعياني پيدا شده اند. از اين گذشته مردمي كه بي صبرانه در انتظار ظهور قائم(عج) و نجات بشر از ظلم و ستم، به سر مي برند، وظيفه دارند خود را براي ياري آن حضرت، آماده سازند، از كجا بفهمند كه زمان موعود نزديك شده و هنگام ظهور فرا رسيده است. آيا اين انقلاب بزرگ، ناگهاني و بدون مقدمه خواهد بود، يا با حوادث و جريانهايى، كم كم زمينه آن فراهم مي گردد، براي آن كه مسلمانان پاسخ روشني از اين پرسشها داشته باشند و مهدي موعود را به درستي بشناسند، لازم بود: خصوصيات وى، بستر زماني ظهور، چگونگي قيام، مخالفان، ياران، رخدادهايي كه پيش و يا در آستانه ظهور رخ مي دهد، ميزان ارتباط آنها، موضع گيري مردم در برابر آنها و... به درستي روشن گردد، تا مردم با بيداري و هوشياري كامل، منتظر قيام مهدى(ع) بمانند و ياران و دشمنان وي را به خوبي بشناسند و فريب مدعيان دروغين را نخورند(2). براين اساس، ما در اين نوشتار نگاهي داريم به نشانه هاي ظهور مهدى(ع) و بررسي ميزان اعتبار و چگونگي تحقق آنها، ولي پيش از آن، يادآوري چند نكته را لازم مي دانيم:. 1. منظور از نشانه هاي ظهور.آن دسته از رخدادها، كه براساس پيش بيني معصومان(ع) پيش و يا در آستانه ظهور حضرت مهدى(ع)، پديد خواهند آمد، نشانه هاي ظهورند. تحقق هر يك از اين نشانه ها، نويدي از نزديك تر شدن ظهور قائم(ع) است، به گونه اي كه با تحقق مجموعه رخدادهاي پيشگويي شده و به دنبال آخرين نشانه ظهور، حضرت مهدى(ع) قيام خواهد كرد. پس پديدار شدن يك و يا چند نشانه از مجموعه نشانه هاي ظهور، چيزي جز نزديك تر شدن زمان ظهور را نمي رساند. البته بسياري از حوادث و تحولاتي را كه امامان(ع) وقوع آنها را در دوران غيبت كبري پيش بيني كرده اند، يا شماري از آنها را به عنوان نشانه ظهور معرفي كرده اند، به وقوع پيوسته اند. مثلاً، در روايات، از اختلاف در ميان امت اسلام‿(3)، انحراف بني عباس و از هم گسستن حكومت آنان‿(4)، جنگهاي صليبى‿(5)، فتح قسطنطنيه به دست مسلمانان‿(6)، درآمدن پرچمهاي سياه از ناحيه خراسان‿(7)، خروج مغربي در مصر و تشكيل دولت فاطميان‿(8)، وارد شدن تركها در منطقه جزيره، واقع در بين النهرين و عراق امروزى‿(9)، وارد شدن روميان در منطقه رمله و شام‿(10)، رها شدن كشورهاي عرب از قيد استعمار(11)، بالا آمدن آب دجله و سرازير شدن آن به كوچه هاي كوفه‿(12)، بسته شدن پل بر روي دجله، بين بغداد و كرخ‿(13)، اختلاف بين شرق و غرب و جنگ و خون ريزي فراوان‿(14) بين آنان و...(15) خبر داده شده كه ظاهراً همه، يا بسياري از آنها تا به كنون، رخ داده اند. امّا بايد توجه داشت كه:. اوّلاً معلوم نيست كه مراد از اين حوادث، همان حوادثي باشد كه در روايات آمده است. ثانياً، پيش بيني چنين امورى، به معناي آن نيست كه اينها نشانه حتمي ظهورند، بلكه همه و يا بسياري از آنها، صرفاً، رخدادهايي هستند كه امامان(ع) از وقوع آنها در آينده خبر داده اند. ثالثاً، بر فرض، در روايات از برخي از اينها به عنوان نشانه ظهور ياد شده باشد، از كجا معلوم كه منظور ظهور حضرت مهدى(ع) باشد. 2. منظور از قائم.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:38 PM توسط عمرانی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:13 PM توسط عمرانی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:8 PM توسط عمرانی |
|
|
1. شباهت به حضرت آدم(ع)
و خداوند حضرت حجت(ع) را نيز وارث زمين خواهد ساخت و خليفة خود در زمين خواهد فرمود، چنانكه از حضرت ابيعبدالله صادق(ع) مروي است كه در تفسير آية: چنين فرمود: . . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:27 PM توسط عمرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام ,وقت بخیر امیدوارم تمام انسان ها قدر لحظه لحظه های عمر خود رابدانند و نهایت استفاده را از آن ها ببرند ,امیدوارم که این وبلاگ بتواند قدری از اطلاعات های مورد نظر شما را فراهم آورد .
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ هنرستان شهدای هفتم تیر jyahoo پایگاه اطلاع رسانی و شهر سازی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
عمرانی m.olyai |
|
RSS
|