سلام ,وقت بخیر امیدوارم تمام انسان ها قدر لحظه لحظه های عمر خود رابدانند و نهایت استفاده را از آن ها ببرند ,امیدوارم که این وبلاگ بتواند قدری از اطلاعات های مورد نظر شما را فراهم آورد .
ماهنامه پیام مدرسه
بامداد پیروزی
سحر آهسته می آید ، سرافراز و خروش آهنگ و از قید و بندی رسته می آید .
سحر در کوچه های شهر، بارانی ز خون بارد و با فریاد و خشمی سرخ بر فرش خیابان لاله می کارد.
غم اندوه صدها سال شاهنشاهی منحوس، کنون فریاد می گردد، و از حلقوم میلیونها زن و مرد در فضای آبی گیتی ، لزره می اندازد .
سحر آهسته می آید و با پاهای خون آلود و سرخ و خسته می آید . زیرا از گذرگاهی گذشته که به هر گامی ، گلی خونرنگ بر گور شهیدی پاک روئیده ، کنون روح خدا بر پیکر افسرده ملت دمیده کنون روح خدا بر کشور ایران دمیده .
همه بتخانه ها ویران، بتها سرنگون گشته ، و این است آنچه تاریخ سیه را سرخ می سازد و از گور شهیدان لاله های سرخ می روید و صبحی پرامید روشن و شایسته می آید .
|
|
گل نیست چنین سرکش و رعنا که توئی / مه نیست بدین گونه فریبا که توئی
غم بر سر غم ریخته آنجا که منم / دل بر سر دل ریخته آنجا که توئی . . .
.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر دریای دل آبی ست ٬ توئی فانوس شبهایش
اگر حرفی زدم از گل ٬ توئی مفهوم معنایش . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آفتاب پنجره را میشناسد ٬ حتی اگر بسته باشد
مهتاب به دیدارم میآید حتی اگر خسته باشد
و دل هوای تو را دارد حتی اگر شکسته باشد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خودم افتخار میکنم ٬ چون قلب کسی را تسخیر کرده ام که هنوز
کسی اجازه وارد شدن به آن را نداشته و نخواهد داشت . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ٬ بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست
آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پروانه احساسم در دام عنکبوتی افتاد ٬ که عنکبوتش سیر است ٬ نه میتواند
پرواز کند ٬ نه میتواند بمیرد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه شاخه گل ٬ یه دنیا مهربونی ٬ تقدیم به تو که هم گلی هم مهربونی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم تنگ است ٬ دلم میسوزد از باغی که میسوزد .
نه دیداری ٬ نه بیداری ٬ نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میگن غمتو به هیچکس نگو ٬ حتی به چشات ٬ چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم را به یاد تو شاد کنم
بی تو دل من چون کلبه ای محزون است / با یاد تو این خرابه آباد کنم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن
تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم . . . !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدایم ای خدایم ای خدایم / صدایت میکنم بشنو صدایم
صدای خسته و تنها ترینم / که زیر موج نامهربانان شکستم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چرا اونائی که دم از رفاقت میززن / تو لحظه های بیکسی قیدتو راحت میزنن ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خزان که مال ما شد ٬ بهار مال شما
صاف و ساده بگویم ٬ سلام ٬ حال شما . . . ؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدا از بهترین ها فقط یک دونه خلق کرده . دقت کردی چقدر تنهایی ؟؟!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گاه سکوت یک دوست معجزه می کند و تو می آموزی که همیشه بودن در فریاد نیست...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم با عشق تو عاشق ترین شدتمام لحظه هایم بهترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنها ترین شد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی از کسی که دوستش داری هیچ خبری نیست خوشحال باش ! چون حتما حالش خوبه و همه چیز رو به راهه که از یادش رفتی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت... مخلصیم با معرفت ... !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حمام وکیل شیراز (کریم خان زند، وکیل الرعایا)
از دوره حکومت کریم خان زند که خود را وکیل الرعایا می خواند؛ آثار زیبا و مجموعه های بزرگی در شهر شیراز بر جای مانده است. افزون بر بناهای حکومتی، عمارت های تشریفاتی و قصرهای محل سکونت که در گوشه و کنار این شهر دیده می شود؛ آنوبانینی می تواند از تعدادی مسجد، بازار و کاروانسرا که همگی به نام وکیل یا زند خوانده می شوند نام ببرد.
یکی از این بناها حمام وکیل نام دارد که با 11 هزار متر مربع مساحت، 8660 متر زیربنا، 120 متر طول و 80 متر عرض در سال 1187 ه. ق. توسط كریم خان زند در محله درب شاهزاده، خیابان طالقانی فعلی و در حد فاصل حمام وكیل و بازار وكیل ساخته شده است.
این حمام بزرگ،از پیشرفته ترین اصول معماری زمان خود برخوردار است. برای مثال؛ ورودی حمام کوچک بوده و با شیبی ملایم به هشتی ورودی که پایین تر از سطح زمین قرار دارد می رسد. ورودی به رختکن، زاویه دار ساخته شده و همه این ملاحظات برای این بوده که از ورود سرما به داخل و از خروج گرما به خارج از حمام جلوگیری شود. گرم خانه با سنگ فرش پوشیده شده؛ اما جالب توجه اینکه در زیر این سنگ فرش دالان های کم عرض و باریکی ساخته شده که هوای گرم و بخار آب در آن جریان می یافته تا کف حمام زودتر گرم شود. در جنوب گرم خانه، خزینه قرار دارد که دو دیگ بزرگ برای گرم کردن آب داشته است. در دو طرف محوطه گرم خانه، دو شاه نشین و در دو طرف خزینه، دو حاکم نشین ساخته شده است. در وسط هر حاکم نشین نیز حوضی از سنگ مرمر دیده می شود. در زیر گنبد، نقوش زیبایی وجود دارد که داستان های آنها از مذهب، سنت، علائق و رویاهای مردم این دیار سرچشمه می گیرد.
بر فراز سردر مسجد، كتیبه ای كاشی كاری شده قرار دارد كه با خط نسخ آیات قرآنی بر روی آن نگاشته شده و در پایان نیز تاریخ 1306 ه. ق. قید گردیده است. بر فراز آن نیز در میان فضایی كاشی كاری شده، كتیبه ای قرار دارد كه نام فتحعلی شاه و حسین علی میرزا با خط ثلث نگاشته شده است.